ضرورت مديريت و احياي مساجد
نگاهي به وضع مساجد نشان مي دهد که اگرچه پيش از پيروزي انقلاب مساجد نقش انقلابي خود را بخوبي ايفا مي کردند، اما بعد از انقلاب، اغلب خلوت شده اند، يعني خود را با تغييرات هماهنگ نکرده اند لذا ضرورت احياي مساجد بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود. البته لازم است که در کنار مساجد، راديو و تلويزيون و کانون هاي مذهبي به وجود آيند ولي اگر اين ها جاي مساجد را بگيرند فاجعه است. شهيد مطهري/ کتاب پيرامون انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي
بي شک اين سخن از ايدئولوگ بزرگ نهضت اسلامي ايران بيان کننده ي جايگاه مساجد در بلاد مسلمين در جهت تحقق و ترضيه اصول اساسي انقلاب ما و حکومت هاي اسلامي است.
اما متاسفانه امروزه نه تنها ما شاهد گامي موثر در جهت تحقق اين ضرورت والاي ديني يعني احياي مساجد نيستيم بلکه في الواقع مي بينيم مساجد روز به روز از مباني ايجادشان دورتر و دورتر مي شوند تا جاييکه مسجد به عنوان اولين پايگاه اجتماعي و عقيدتي مسلمانان که توسط پيامبر در مدينه تاسيس گرديد در رده بندي چارت هاي تشکيلاتي جامعه جايي ندارد واگر هم مکاني براي آن قائل شده باشند آنقدر کم رنگ است که به چشم نمي آيد.
حال اگر بخواهيم ما در اين زمينه يعني چرايي عدم احياي مساجد پس از انقلاب و حتي پس از دوران شکوفايي تمدن اسلامي واکاوي صورت دهيم نيکوست که ابتدا عوامل پويايي مساجد را در قرون اوليه و دوران شکوفايي اسلام بر شمرده تا متوجه شويم که دور شدن از کدامين فاکتورهاي عملکردي سبب سستي جايگاه اين پايگاه ديني و اجتماعي شده است.
طبق مطالعات انجام شده در اين مبحث کليه عوامل موثر در محوري بودن مساجد در قرون گذشته و کمک به رشد تمدن اسلامي را مي توان در يک عنوان خلاصه نمود وآن مديريت است که خود شامل سه بخش مديريت در بازرسي، مديريت در آموزش و مديريت در احداث مساجد بوده است. در باب بازرسي و نظارت بايد گفت از قرون اوليه اسلام ما شاهد شکل گيري سازماني به نام سازمان حسبه هستيم که مسئول اين سازمان محتسب ناميده مي شده است. از ميان عمده وظايف محتسب بخشي مرتبط به مسائل ديني و خصوصاً مسجد بوده است حال براي اين که ميزان نظارت وارده بر مساجد توسط اين سازمان در گذشته مشخص گردد به مطلبي از کتاب شيزدي ص 110 بسنده مي کنيم.
«محتسب در اذان و چگونگي رفتار کارکنان مسجدها نظارت داشت و به بازسازي و پاکيزگي آن ها سفارش مي کرده و همسايگان مسجد را تذکر مي داد که در نماز جماعت شرکت کنند و حتي اگر پيش نماز با گزاردن نماز به درازا انگيزه ناراحتي نمازگزاران را فراهم مي کرد به او تذکر مي داد.»
سخن گفتن در باب وظايف محتسب در اين زمينه مجال بيشتري مي طلبد که در اين جا توان بيان آن نيست اما پر واضح است که امروز عدم وجود سازماني پوياتر و فعال تر از سازمان هاي امروزي به دقت اين سازمان در جهت بازرسي امور مساجد احساس مي شود.
و اما مديريت در بخش آموزش مطلبي بسيار فني و پيچيده بوده که کليد اصلي ايجاد و رشد فرهنگ وتمدن اسلامي بوده است و محرکي براي حرکت جوامع اسلامي به سوي مرجعيت علمي در قرون اوليه.
تشکيل گروه هاي مباحثاتي، کلاس هاي درس، مجالس پرسش و پاسخ در مساجد و آميخته شدن علوم با روح اسلامي حاکم در مساجد خود سبب توليد علوم جديد و تکامل علوم سابق بوده است که امروزه با جدا کردن نهاد آموزشي از مساجد به مدارس و گرفتن روح اسلامي وعنصر ديني آموزش، ما به جاي مرجعيت علمي شاهد تقليد علمي هستيم وتنها چاره رفع اين نقص در آموزش افراد، تلفيق فضاي آموزش و فضاي روحاني مسجد تا حد ممکن است از طريق مکانيزه کردن مساجد به امکانات روز که اين خود سبب فوائد ديگري همچو جلب نيروهاي فعال بيشتر به عرصه توليد علوم ديني مي باشد هر چند بايد اين مطلب را هم اشاره کرد که با توجه به گستردگي علوم و متعلمين اين علوم مسلماً انجام اين کار در وهله ي اول نياز به مديريت فوق العاده قوي آموزشي است که در حال حاضر کمتر ديده مي شود. اما في نهايت الامر ما مي توانيم در هفته برخي دروس را در مساجد خود به دانش آموزان تعليم داده و سبب ايجاد رابطه بيشتر ميان نسل جديد و مساجد شويم تا به گام هايي والاتر بينديشيم.
و اما مطلب آخر که به اجمال بدان اشاره مي کنيم بحث مديريت احداث مساجد است که در گذشته از سوي حاکم شهر اعمال مي شده و امروزه فقدان آن براي ما واقعاً پيامدهاي بدي را به دنبال داشته است.
في الواقع بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد در پايتخت هاي بلاد مسلمين وفرهنگ شهرها حساسيت خاصي در مکان و نحوه ي ساخت مساجد ديده مي شود في المثل ما در اصفهان شاهد ساخت مساجد عظيمي هستيم که چند فاکتور اصلي در ساختار آنها وجود دارد که امروزه در ساخت مساجد ناديده گرفته مي شود.
1- اولين فاکتور امکانات داخلي که سبب جذب مردم شهر به داخل مسجد شود مثل شبستان ها، مشارب و فضاي باز
2- رعايت فواصل ميان مساجد به طور مثال مساجد بزرگ واقع در اصفهان، بغداد و ساير فرهنگ شهرهاي بزرگ به گونه اي بوده که اولاً براي رفت و آمد مشکل ساز نشده و ثانياً فاصله کم از شکوه جمعيت حاضر در مسجد مي کاهد
3- و مهمترين فاکتور ساخت مساجد که مکان آن بوده که وقف حاکم يا بازاريان شهر بوده و معمولاً در مکان هاي پر رفت و آمد شهر مثل بازارها قرار داشته است.
في نهايت الامر ما امروز به عين مي بينيم که نبودمديريت لازم در ساخت مساجد و بخش آموزشي مساجد و از همه مهمتر بازرسي امور آن توسط ارگان دولتي از عظمت مساجد کاسته است. باشد که روزي با پيگيري اين عوامل و احياي آنها فرمايش شهيد والامقام مطهري محقق شود.
نويسنده:علي بيگدلي
دانشجوي کارشناسي حقوق




del.icio.us
Digg


نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنید